مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
4
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - فرمود : « اين پسر پدر كشته است . تواند شد كه خروج أو بر مادرش مكروه افتد . » آن جوان عرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! پدر ومادرم فداى تو باد ! اين تيغ را مادر بر ميان من بست تا در پيش روى پسر پيغمبر جانبازى كنم ودر آن جهان سرافرازى فرمايم . » لاجرم امام عليه السلام أو را أجازت مبارزت داد تا در ميدان مناجزت درآمد واين رجز قرائت كرد : « أميري حسين ونِعْمَ الأميرْ * سرور فؤاد البشير النّذيرْ له طلعةٌ مثل شمس الضُّحى * له غرّةٌ مثل بدر منيرْ 2 » وخويش را بر حدود سيف وسنان افكند وكشش وكوشش نمود تا كشته گشت . لشگريان سر أو را از تن دور كردند وبه لشكرگاه حسين عليه السلام افكندند . مادر سر پسر را برگرفت وبه سينه برچفسانيد وگفت : « أحسنت اى پسرك من ! اى شادمانى دل من ! واى روشنى چشم من ! » وآن سر را با تمام غضب به سوى سپاه دشمن پرانيد . از قضا بر مقتل 3 مردى آمد وأو را بكشت . آنگاه عمود خيمه بگرفت وحملهء گران افكند واين ارجوزه انشاد كرد : « أنا عجوزٌ سيِّدي ضعيفهْ * خالية بالية نحيفهْ أضربكم بضربةٍ عنيفهْ * دون بني فاطمة الشّريفهْ 4 » ودو تن از لشگر كفار را بكشت . حسين عليه السلام فرمان كرد تا از ميدان مبارزت كه بر زنان روا نيست ، باز شد . 1 . شاكي السلاح : كسى كه سلاح با شوكت پوشيده باشد . 2 . نيكو فرمانرواى من حسين است كه مايهء شادى دل پيغمبر صلى الله عليه وآله ورخسارش چون خورشيد درخشان ونور پيشانيش چون ماه تابان است . 3 . مقتل : عضوى كه اگر آسيب بيند ، صاحبش مىميرد . مانند فاصلهء بين چشم وگوش . 4 . با آن كه پيره زنى ناتوان وفرسوده وتنها ولاغر مىباشم ، براي دفاع از پسران فاطمهء بزرگوار شما را ضربت سخت مىزنم . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 300 - 301 وقتل سه نفر از كوفيان بدست مادر پسرى كه پدرش را كشته بودند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 371 سپس جوانى كه پدرش در معركه كشته شده بود ، به ميدان رفت . مادرش به أو گفت : « پسر جان ! برو ودر خدمت زادهء رسول خدا صلى الله عليه وآله نبرد كن . » بيرون شد وچون حسين عليه السلام أو را ديد ، فرمود : « پدر اين جوان كشته شده وشايد مادرش راضى نباشد كه به ميدان رود . » آن جوان گفت : « مادرم مرا امر كرده است . » به ميدان رفت ومىسرود : -